تکیه گاه روابط انسانی به نظرتون چه چیزیه؟ ستون و نگه دارنده دوستی ها، همکاری ها، کمک ها و… چیه که اگه باشه، سطوح روابط متفاوت می شن و اگه نباشه آدم ها با هم غریبه اند؟
آره همون کلمه پنج حرفی رو میگم که روی صفحه ذهنتون حرف به حرف، درشت و خوانا نوشته شد: اعتماد.
اعتماد، ندیدنی اساسی
کمی بیشتر به این کلمه دقت کنیم، راحت و سرسری از کنارش رد نشیم. تا حالا شده وقتی بعد از مدت طولانی یا شایدم کوتاه، خاطراتت رو مرور کنی و از خودت بپرسی چی شد که با فلانی اینقدر صمیمی شدیم یا برعکس، چی شد که اون دوستی یا رفاقت، اون رفیق عزیز چند ساله، دیگه هیچ خبری ازش نیست؟
جواب این دست سوالات فقط توی یه کلمه خلاصه میشه: اعتماد.
اعتماد، اصل اساسی که با بودنش همه چی بهتر و عمیق تر میشه و وقتی از دست میره، انگار طبل پایانِ که به صدا در میاد.
این کلمه چطور تعریف میشه؟
وقتی سری به علم روانشناسی می زنی، اعتماد رو با نوعی انتظار متقابل تعریف می کنه.
روانشناسی میگه: اعتماد، انتظار رفتار صادقانه هست، باور به اینه که طرف مقابل در رفتارش با تو صداقت داره. یعنی تو قبول می کنی که طرف مقابلت نیت خوبی داره و نمی خواد بهت آسیب بزنه.
حالا جواب سوال هایی که پیشتر توی ذهنمون مطرح شده بود، روشن تر شدن. وقتی احساس غریبگی می کنیم با کسی که مدت طولانی کنارش حس خوبی داشتیم، یا برعکس، به خودمون میاییم و می بینیم با کسی جاهایی رفتیم، رازهایی گفتیم که فکرشو هم نمی کردیم روزی به زبون بیاریم، دلیلش همینه؛ عقل و قلبمون قبول کرده که اون طرف، نسبت به ما خیرخواهه و نمی خواد بهمون آسیب بزنه.
انواع اعتماد
شاید اگه بخوایم کمی ساده تر بگیم، اعتماد میشه احساس امنیت کامل نسبت به… نسبت به چی؟ نسبت به مسائل مختلفی مطرح میشه، از خود گرفته تا سازمان ها و دولت ها.
- اعتماد به خود (Self-trust):
یعنی به توانایی ها، قابلیت ها، قضاوت ها و تصمیمات خودتون باور داشته باشید. از خودتون نترسید و قبول کنید که شما هم توانایی هایی دارید و از پس کارهای مختلف بر میاین. - اعتماد بین فردی (Interpersonal trust):
یعنی نسبت به افراد متقابلتون احساس امنیت می کنید، یعنی باور دارید که این افراد، قصد آسیب زدن به شما رو ندارند. - اعتماد اجتماعی (Societal trust):
این یه جور باور کلی نسبت به مردم یه جامعه هست، یعنی می پذیریم که مردم این جامعه بدخواه ما نیستن. این نوع اعتماد همبستگی و ثبات اجتماعی رو به دنبال داره و باعث میشه مردم یه جامعه بهم نزدیک تر بشن. - اعتماد سازمانی (Organizational trust):
این هم به این معنیه که باور داریم نهاد ها، سازمان ها و دولت ها به درستی کارشون رو انجام می دن. بودنش بسیار ضروریه چون باعث عملکرد سالم اجتماعی میشه.
چطوری تقویتش کنیم؟
برای اینکه بتونین خودتون رو بهتر در ذهن و قلب اطرافیانتون جا کنین، باید سطح اعتمادشون رو نسبت به خودتون افزایش بدید. احتمالا از خودتون می پرسید: چطوری؟ رعایت نکات زیر، این هدف رو براتون دست یافتنی تر می کنه.
- رفتار قابل پیش بینی و صادقانه:
معمولا همه ما دلمون می خواد طرف مقابلمون کسی باشه که رفتارش با گفتارش یکی باشه. پس اگه شما هم به دنبال افزایش اعتماد در دل دوستانتون هستید، همین کار رو انجام بدید. اگه وعده ای می دید بهش عمل کنید و سعی کنید در رفتار و گفته هاتون ثبات وجود داشته باشه. - ارتباط شفاف و گوش دادن فعال:
سعی کنید قبل از گفتن هر کلمه ای، خوب گوش بدید، معمولا ما به کسانی بهتر جذب می شیم که شنونده های خوبی هستند. شنونده بودن و پذیرش دیدگاه های مختلف می تونه ستون ارتباطات رو قوی تر کنه. - سعی در فهمیدن خطوط قرمز و عدم گذر از آن ها:
یکی دیگه از مواردی که باعث می شه ارتباط های ما با هم قوی تر بشه، فهمیدن چراغ های قرمز همدیگه هست. فهمیدن و رعایت این خطوط، باعث میشه افراد احترام و امنیت رو نسبت به خودشون حس کنن و اعتماد بیشتری به شما داشته باشند.
اعتماد، اساسی ترین اصل روابط انسانیه، با بودنش سطح روابط بالاتر میره و با نبودش، همه چی فرو می پاشه. بیاین با رعایت این چنین نکات کوچیک و ریز، زندگی رو توی این دنیای سخت و پیچیده، آسون تر کنیم.
شما هم اگه موردی به نظرتون میرسه که باعث افزایش اعتماد می شه، با ما در دیدگاه های همین صفحه به اشتراک بگذارید.
من «علی» هستم، ۲۵ ساله. اینجا کافه علی است و من پشت پیشخوانِ این کافهی دیجیتال نشستهام. روزها درگیرِ یادگیری و کشف چیزهای تازهام و شبها در دنیای تاریک و پرتعلیقِ کتابها و فیلمهای جنایی غرق میشوم. به قدرت کلمات ایمان دارم و مینویسم تا بمانم. اگر اهل معما، داستان، موسیقیِ خوب و یک گپوگفتِ طولانی هستی، یک صندلی خالی همیشه اینجا برایت هست.