پرش به محتوا

تجربه من از یادگیری پایتون: زبانی که مثل آدم ها حرف می زند

  • از
زمان مطالعه: 3 دقیقه

اگه کاربر دنیای کامپیوتر و رایانه باشید، احتمالا حداقل یک بار کلمه پایتون به گوشتون خورده. کلمه‌ای که به دنیای بزرگ و وسیعی اشاره می‌کنه و حتی به وجود اومدنش هم بامزه بوده. بریم برای شروع، اول بفهمیم از کجا سر و کله‌اش پیدا شده و خالقش کی بوده.

تا حالا پیش آمده در روزهای تعطیل از شدت بی‌حوصلگی ندانید چه کار کنید؟ خب، خبر خوب این است که یکی از همین بی‌حوصلگی‌ها، دنیای تکنولوژی را برای همیشه تغییر داد! بیایید با هم سفر کنیم به گذشته و داستان واقعی و بامزه تولد زبان برنامه‌نویسی پایتون را بشنویم.

تعطیلاتی که تاریخ‌ساز شد!

تصور کنید زمستان سال $1989$ میلادی است. تعطیلات کریسمس از راه رسیده و همه مشغول جشن و استراحت‌اند. اما یک برنامه‌نویس هلندی به اسم گیدو ون روسوم در خانه نشسته و بدجوری حوصله‌اش سر رفته است! او برای اینکه سر خودش را گرم کند، تصمیم می‌گیرد یک پروژه تفریحی برای خودش بتراشد.

گیدو قبلا با یک زبان برنامه‌نویسی به اسم ای‌بی‌سی کار می‌کرد که حسابی روی اعصابش بود و محدودیت‌های زیادی داشت. پس با خودش گفت: چرا خودم یک زبان جدید نسازم که هم ساده باشد، هم کد نوشتن با آن مثل خواندن یک متن روان انگلیسی لذت‌بخش باشد؟ این‌طور شد که دست به کیبورد برد.

این پروژه سرگرمی که فقط قرار بود تعطیلاتش را پر کند، آن‌قدر شاهکار از آب درآمد که $2$ سال بعد، یعنی در سال $1991$، رسما منتشر شد و قلب برنامه‌نویس‌های دنیا را تسخیر کرد.

پایتون؟ مار غول‌پیکر؟ اصلا و ابدا!

حالا می‌رسیم به جذاب‌ترین بخش ماجرا! وقتی اسم پایتون را می‌شنوید، احتمالا اول از همه یاد آن مار غول‌پیکر و ترسناک می‌افتید، درست است؟ (لوگوی خود زبان پایتون هم که دو تا مار است!) اما واقعیت این است که اسم این زبان هیچ ربطی به خزندگان ندارد!

قضیه از این قرار است که گیدو در آن دوران، عاشق یک برنامه کمدی تلویزیونی بود که در دهه $1970$ از شبکه بی‌بی‌سی پخش می‌شد؛ برنامه‌ای به اسم سیرک پرنده مانتی پایتون. وقتی داشت دنبال یک اسم خاص، کوتاه و یک کوچولو مرموز برای زبان برنامه‌نویسی‌اش می‌گشت، یاد گروه کمدی محبوبش افتاد و اسم پایتون را برای ادای احترام به آن‌ها انتخاب کرد. به همین سادگی و بامزگی! حالا دیدید، یه وقتایی یه آدمایی توی حوصله سر رفتگی‌هاشون، چه کارا که نمی‌کنن.

یادگیری پایتون در کافه علی

الان که فهمیدید و آشنا شدید اصلا پایتون چی هست و من راجع به چی دارم باهاتون صحبت می‌کنم، وقتشه بریم سراغ اصل ماجرا.

حدود $3$ یا $4$ ماهی هست منم به این زبون برنامه‌نویسی جذب شدم و دارم دوره‌هاشو می‌گذرونم. تصمیم دارم در مورد این زبون برنامه‌نویسی چیزایی که یاد می‌گیرم رو با شما هم به اشتراک بذارم. البته اشتباه نشه، قرار نیست یه کلاس خشک و آموزش‌محور داشته باشیم، منم معلم پایتون نیستم، بلکه می‌خوایم کنار هم یاد بگیریم و چیزایی که به درد هم می‌خوره رو با هم شریک بشیم.

برای مرحله اول می‌خوام کلا با این آشنا بشیم که خود برنامه‌نویسی دقیقا چیه؟

برنامه‌نویسی به زبون ساده یعنی اینکه بتونیم به چیزی که فقط آموزش‌پذیره، یاد بدیم چطوری یه کار رو انجام بده. حالا این یعنی چی؟ یعنی اینکه چطوری به یه ماشین (انواع کامپیوترها)، یاد بدیم که مثل خودمون یه کاری رو انجام بدن. برای این کار، قبل از هر چیزی ما باید زبونشون رو یاد بگیریم و بدونیم اصلا نوع فکر و استدلالشون چیه، تا بتونیم آموزششون بدیم که کاری که می‌خوایم رو انجام بدن.

زبان سطح بالا یعنی چه؟

حالا که فهمیدیم اصلا برنامه‌نویسی چیه و برنامه‌نویس چی‌کار می‌کنه و فهمیدیم پایتون چی هست، وقتشه کمی وارد خود این زبون بشیم و بدونیم که وقتی می‌گن پایتون یه زبون برنامه‌نویسی سطح بالا هست، یعنی چی؟

به این معناست که خیلی خیلی زیاد، شبیه به حرف‌های خود ما آدم‌ها هست. خیلی راحت‌تر حرف‌ها و افکار ما رو می‌فهمه و حتی دستوراتش تا حد خیلی زیادی به نحوه حرف زدن و مکالمه کردن ما نزدیکه. دقیقا همون هدفی که سازنده این زبون داشت: زبونی رو به وجود بیاره که خوندنش به اندازه یه متن انگلیسی راحت باشه.

آره، پایتون یه همچین زبونیه. یه زبون برنامه‌نویسی که توش به راحتی می‌شه برای انجام دادن یا ندادن یه عمل، تعداد انجام شدنشون، یا چطوری انجام شدنشون کد نوشت. یا با یادگیری کتابخونه‌های مختلف، از کدهایی که قبل‌تر از ما مهندسین این زبون نوشتن استفاده کرد و برنامه‌های فوق‌العاده‌ای ساخت.

راستی، گفتم ساده اما شما دست کم نگیرینش! پروژه‌های بزرگی با این زبون نوشته شده و حتی یکی از زبان‌های اصلی در به وجود اومدن هوش‌های مصنوعی هست.

شما هم اگه تجربه‌ای از کدنویسی دارین، یا در هر کدوم یک از اینا تخصص دارین، برام تو کامنت بنویسین که نظرتون در مورد اون زبون چیه و چی شد که سمتش جذب شدین؟

درباره نویسنده: علی

من «علی» هستم، ۲۵ ساله. اینجا کافه علی است و من پشت پیشخوانِ این کافه‌ی دیجیتال نشسته‌ام. روزها درگیرِ یادگیری و کشف چیزهای تازه‌ام و شب‌ها در دنیای تاریک و پرتعلیقِ کتاب‌ها و فیلم‌های جنایی غرق می‌شوم. به قدرت کلمات ایمان دارم و می‌نویسم تا بمانم. اگر اهل معما، داستان، موسیقیِ خوب و یک گپ‌وگفتِ طولانی هستی، یک صندلی خالی همیشه اینجا برایت هست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *